الشيخ أبو الفتوح الرازي
359
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
محمّد بن عمر الواقدىّ گفت به اسناد از زهرى كه : چون عمرو بن عبد ودّ اسب به خندق بجهانيد ، ميان سلع و خندق اسب را ناورد مىداد و رجزى مىگفت . رسول - عليه السّلام - صحابه را گفت : من لهذا الملعون ، كيست كه پيش اين ملعون شود ؟ كس بر نخاست مگر امير المؤمنين ( 1 ) . گفت بنشين . دگر باره گفت : من له ، كيست او را ؟ هم ( 2 ) على برخاست . گفت : بنشين . سهام ( 3 ) بار گفت : من له ؟ هم او برخاست ، و المسلمون كانّما على رؤسهم الطَّير ، و پنداشتى ( 4 ) مسلمانان هر يكى بر سر مرغى دارند ، نمىيارست ( 5 ) باز جنبيدن . به بار سهام ( 6 ) رسول ( 7 ) على را پيش خواند و عمامه از سر او بر گرفت ( 8 ) و عمامهء خود به دست خود در سر او بست و تيغ خود به او داد و گفت : امض لشأنك . آنگه گفت : اللَّهمّ اعنه ، بار خدايا يار او باش ! جابر عبد اللَّه انصارى گفت : من با على برفتم تا بنگرم ميان ايشان چه باشد . چون على به او رسيد گفت : يا عمرو ! شنيدم كه تو در جاهليّت گفتى ( 9 ) هيچ كس نباشد كه مرا با خصلتى از سه خصلت خواند و الَّا اجابت كنم او را با آن يا با يكى ( 10 ) از آن . گفت : و آن چيست ؟ گفت : آن كه اسلام آرى و گواى ( 11 ) دهى كه خداى يكى است و محمّد رسول اوست . گفت : اين را تأخير كن . دگر چه ؟ گفت : به روى و ما را با اينان رها كنى . گفت : تا زنان قريش گويند ( 12 ) عمرو از پسر ابو طالب ترسيد ! دگر چيست ؟
--> ( 1 ) . آط ، آج ، لب ، مش على ، آب على كرّم اللَّه وجهه ، كا : على عليه السلام . ( 2 ) . آب امير المؤمنين . ( 3 ) . آب ، مش ، كا : سيم . ( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : سيوم . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : نمىبارستند . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : سيم ، كه : سيوم . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش عليه السّلام ، كا : صلى اللَّه عليه و آله . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : بگرفت . ( 12 - 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش كه . ( 10 ) . آب ، آج ، لب ، مش : او را با يكى . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : گواهى .